الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

17

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

خاصّ ) معتبر هستند يا نه ؟ آنچه از مرحوم سيد مرتضى ، قاضى ابن براج ، ابن زهره ، طبرسى و ابن ادريس ، نقل شده ، رد حجيت اخبار مذكور است ، و چه‌بسا همين قول ، به مرحوم مفيد هم نسبت داده شده ، چنانچه در كتاب معارج ( توسط محقق حلى ) از او نقل شده است كه وى فرموده است : خبر واحدى كه قاطع عذر است ( و حجّت مىباشد ) ، خبرى است كه به همراه قرينه و دليلى باشد كه افاضه‌كنندهء علم به مدلولش باشد البته اين قرينه ( دليل موجب حصول علم ) گاهى اجماعى مىباشد و گاهى شاهد از عقل است . و چه‌بسا همين قول ( المنع ) به شيخ طوسى نيز نسبت داده شده چنان كه در ضمن نقل كلام ايشان به زودى خواهد آمد ان شاء اللّه و همچنين به مرحوم محقق بلكه ابن بابويه . بلكه ( صاحب وافيه ) در اين كتاب مىگويد : قول به حجيّت خبر واحد را از علماء قبل از علامه به طور روشن نيافته است ، كه اين كلام از ايشان شگفت‌انگيز است . و اما معتقدين به اعتبار خبر واحد ، از جهت ميزان اعتبار اين اخبار با هم اختلاف دارند چنان كه از برخى اخباريين حكايت مىشود كه معتقدند به اينكه آنچه از اخبار كه در كتب اربعه است معتبر است و برخى از اصوليين معاصر نيز از ايشان پيروى كرده‌اند البته پس از استثناء كردن اخبار مخالف با مشهور و سلب حجيت از آنها . يا اينكه برخى از اين اخبار ( مدوّنهء در كتب اربعه ) معتبر است و مناط در اعتبار آنها ، عمل اصحاب است ( به اين اخبار ) چنان كه از كلام محقّق حلّى دانسته مىشود . و يا اينكه ( مناط اعتبار ) به نظر برخى ، عدالت يا وثاقت راوى است . و يا اينكه ، مجرّد ظنّ به صدور روايت ، بدون اعتبار صفتى در راوى ، مناط حجيت خبر واحد است و يا اينكه ، ديگر امور و تفصيلات غير از ملاكهاى فوق ، مناط اعتبار است . به‌هرتقدير : مراد ما ( از طرح اين مسئله ) در اينجا ، بيان اثبات حجيت خبر واحد از باب ظنّ خاصّ اجمالا در مقابل سلب كلى است ( نه حجت قرار دادن هر خبر واحدى ) . و لذا آنچه ممكن است كه قائلين به منع و منكرين حجيت خبر واحد به آن استدلال كنند در اينجا يادآور شديم ؛ و سپس به دنبال آن به ذكر ادلّهء جواز عمل و استدلال قائلين به حجيّت پرداختيم .